Twenty-second of March was designated Architect Day after the 1979 Revolution to honor one of the giants of Iranian architecture, {Sheikh Bahaii}; but this day was only marked on the calendar without corresponding events to highlight it.
This year (2010), however, a group of concerned architects decided to commemorate Architect Day on their own. They organized a gathering outside Tehran's ARTISTS FORUM on 21 March. Since the date also coincided with Clean Earth Day organizers prepared canvas shopping bags to show their commitment to environmental causes. A petition was also prepared for participating architects to sign.
A lively group held red roses in their hands or on the lapels and there was a podium to invite participants to offer their views to others.
But what are we to expect after this event? The reality is that even if we give more publicity to this day and emphasize the importance of architects and city planners in shaping our urban environment, such events would have little consequences outside a small circle. So long as an architect is someone who sells his/her trade to power and money, his/her skills and knowledge will be in the service of uncontrolled, aimless and unhealthy constructions. Architect Day is named after an individual (Sheikh Bahaii) whose status as an architect/city planner -- other than his tracts on astronomy, mathematics, poetry and philosophy -- is as luminescent as NAQSH-E JAHAN Square in Esfahan, which is, in and of itself, a monument to his grandeur; the IMAM MOSQUE, which is a masterpiece of design, and his legendary BATHHOUSE, which is one of the high watermarks of sustainable architecture in the world. And these are only some of his better-known landmarks.
Should architects be concerned about the state of architecture, they have no other choice but to say "No" to many projects that have destroyed agricultural and wooded lands in northern Iran, sheared the mountainsides of northern Tehran, and razed the green areas of the city to impose unsightly and unstable structures on the city's visage. Architects have no other choice than to follow the principles of Sheikh Bahaii in respecting the earth and the habitat of all creatures -- and not only humans -- just in the same way that the network of waterways, known as Maadis, in the city of Esfahan is an example of deference to water, earth and habitat.
By following their inner conscience and reminding themselves of time-worn principles, architects can celebrate Architect Day every day of the year and in every city, village or even plains and forests -- with the absence of construction. We need to believe in this saying of {Mahatma Gandhi} that "We need to be the change that we wish to see in the world."
سوم اردیبهشت ماه، روز بزرگداشت {شیخ بهایی}، که پس از انقلاب به عنوان *روز معمار* در نظر گرفته شد، هرگز رسمیت پیدا نکرد. اواخر فروردین امسال، اما، جمع دلسوزی از معماران بر آن شدند تا این روز را خود بزرگ بدارند. از آنجا که ایدهها و فکرهای زیادی که برای بزرگداشت این روز به تصور معماران میرسید همه نیازمند زمان بیشتر برای آمادگی و برنامهریزی بود، در برنامه امسال تنها به دور هم جمع شدن خود معماران و گپ و گفتی برای یادآوری و تأکید، و بهانهای برای اجرای بهتر آن در آینده بسنده شد.
در نهایت روز دوم اردیبهشت ۱۳۸۹، که همزمان بود با *روز زمین پاک*، در *خانه هنرمندان* مراسمی برگزار شد. به همین خاطر کیسههای پارچهای خرید تهیه و با قیمت ناچیز به شرکتکنندگان در محل ارائه شد. طوماری هم برای به رسمیت شناختن روز ملی معمار آماده شده بود تا نام و امضای افراد حاضر را بر خود جای دهد. اجتماع پرشوری از پیر و جوان با شاخههای رُز سرخ در دست یا بر سینه شکل گرفت. میکروفنای هم کارگذاشته شده بود که برخی از معماران در پشت آن قرار گیرند و بدون آمادگی قبلی سخنی را با جمع شریک شوند. این همهْ حال و هوایی دوستانه و بی تکلف و در عین حال پُر انرژی به مراسم جشن میداد.
اما پس از این چه میشود؟ واقعیت آنست که حتی اگر بتوانیم برای سال آینده برنامهریزی بهتری کنیم، جشن روز معمار تنها یک روز و با انعکاسات خبری متعاقب آن بیش از میرنوروزی نخواهد بود. واقعیت آنست که تا زمانی که معمار آن کسی باشد که خود و آگاهی حرفهایاش را به زر و زور میفروشد تا در خدمت ساخت و سازهای بیرویه، غیراصولی و ناسالم باشد نمیتواند جامه نخبگی بر تن کند و نازکدلانه از بیمهری جامعه شکوه سر دهد که فراموشش کردهاند، قدرش نمیدانند و منزلتاش چندان تنزل یافته که حتی روزش را هم به رسمیت نمیشناسند. این روز به نام معماری است (شیخ بهایی) که سند بزرگیاش -- گذشته از نوشتارهای او در نجوم، ریاضیات و شعر و تنها با مقیاسی که معماران میشناسند -- به سترگی *میدان نقش جهان اصفهان* است که خود بیش از کافیست و باز تعیین قبله *مسجد امام* (نقش جهان) که به خودی خود شاهکاری است و حتی حمام افسانهای او که از پیشروترین نمونههای معماری پایدار و بهرهوری بهینه از انرژی است. و این همه نقطه پایان دستاوردهایش نیست.
اگر معماران خواهان احیای منزلت فروکاسته معماریاند، چارهای ندارند جز اینکه «نه» بگویند به بسیاری از ساختوسازهایی که زمینهای کشاورزی و جنگلهای شمال کشور را تکهتکه میکند یا تن رنجورکوههای شمال تهران را میخراشد یا معدود باغهای مصفای به جا مانده در شهر را میخشکاند تا ساختمانهای زشت صورت و سُست سیرت را بر این میراث طبیعی شهر بنشاند. باید به شیوه سلف خود، که داعیه اشتراک در روز بزرگداشتاش را داریم، به زمین و زیستگاه همه موجودات -- نه فقط انسان -- احترام بگذاریم، چنانکه «مادی»های اصفهان سند احترامی است که معمار/شهرساز برای آب، زمین و کیفیت زیستگاه انسانها قائل بوده.
اگر افراد جامعه معماری همه، مانند عدهای که همواره وجدان حرفهای خود را در نظر داشتهاند، به یادآوری اصول خود بپردازند، آنگاه هر روز روزی خواهد بود که معماران برای اعتلای شأن خود در کارند و هر گوشه شهر، روستا و حتی دشتها و جنگلها -- با غیاب ساختمان و معماری -- میتواند بزرگداشت معماری باشد. سخن {مهاتما گاندی} را باور کنیم که «باید خود آن تغییری باشیم که آرزو داریم در دنیا ببینیم.»