The following article is written by one of the writers of the mountaineering magazine Kouh. The magazine is prepared by lovers of nature. It has articles on journeys in the Iranian Plateau, from mountains to deserts to caves. The mountaineering dictionary of Kouh, published over several issues, is an invaluable tool to readers and translators of specialized articles.
The history of the Elamite Civilization is intertwined with the Aryan migration to the Iranian plateau. In many parts of this immense plateau we see signs of the Elamite culture. The ESHKOFT-Salman Cave and the SARVAG Gorge are but two of the sites where remains of the Elamite civilization are found. A brief history of these civilizations -- Elamite and Aryan -- may prove helpful before talking about the Cave and the Gorge.
Researchers and archaeologists believe that the Aryans had their origins in Central Asia, between the PAMIRS and the VOLGA River, north of the Caspian Sea. According to Avesta, the sacred text of Zoroastrians, Aryans were forced to migrate after an environmental calamity made it impossible to live in Central Asia, “The ancient Iranians first lived in regions with a mild climate, but when Ahura Mazda [the supreme god in Zoroastrianism] brought His wrath onto the people, the region became unbearable to live and the people had to leave.” What these climactic changes were is not clear to us, but it is clear that a mass exodus took place southward. Archaeologists place the date of this exodus at around 4000 BC. It took another several centuries for the Aryans to settle down in various parts of the region.
The Achaemenid (559–330 BC) settled in the province of FARS and next to the Persian Gulf. The Medians (late 8th century BC) founded their kingdom in the central and western parts of Iran. And the Parthians (247 BC–AD 224) choose the eastern part of the plateau as their place of settlement. Other Aryans migrated to the Indus Valley. The Elamites, however, had their backs to the Zagros Mountains and were looking at the Persian Gulf and the plain of KHUZESTAN. Their zone of influence extended to KERMAN, SHAHDAD, and KASHAN. They lived in peace with the Achaemenids, the Medians and the Parthians, for we see no signs of war among tribes of central and eastern Iran, save for a battle with Cyrus, and which ended the Elamite independent rule.
As far as we know, the Elamites could also have been part of an earlier exodus that eventually brought the Aryans south. Having settling in the southwestern part of Iran early, they formed governments, advanced their writings and spread their culture? It is also possible that Elamites were the first inhabitants of the Khuzestan region who, due to favorable geographic conditions, were able to advance their civilization to the point of establishing governments and advancing their technologies (the cave of Nabdeh, northeast of Shushtar, harbors many remains of advanced life). Another theory sees the Elamites belonging to the Semitic race.
The Eshkoft Salman Cave
Eshkoft-Salman is a solution cave near the city of IZEH. It has a large opening and a tall ceiling. The existence of a spring at the farthest end of the cave made it ideal for settlement, as signs of life around the cave indicate. Eshkoft Salman is the only cave in Iran inside which stone reliefs and hieroglyphs in Elamite language can be found. They reveal to us some details of the history of this region at the time of Elamites.
The cave is now open to the public and it attracts many visitors. Seven kilometers away from the cave is a place called KUL-FARAH, where the remains of palaces and stone reliefs belonging to the Elamite era can be found.
Sarvag Gorge
This gorge is populated with sarv or cypress trees. Several characteristics make it unique among gorges in Iran:
[::] It is girded by vertical walls much like the precipitous rocks of BISOTUN in Kermanshah. It is ideal for rock climbing.
[::] There are many grottoes within the gorge, some of which can be visited with ease while others are much more difficult to get to. Between the MAQER Gorge and Sarvag an opening can be seen that is not accessible even with technical equipment.
[::] It was a sacred ceremonial ground of the Elamites. In the upper parts of the gorge there are remains of settlement and around them possible tombs. In the lower part, next to a path that leads to the bountiful spring of the gorge, there are four stone reliefs, on two of which hieroglyphs have been carved.
[::] Of special interest is the possibility that cypress trees were carried from Sarvag to various parts of the Iranian plateau. Cypress was a significant tree-symbol for both the Achaemenids and the Elamites. In the stone carvings of Persepolis, more than any other shape is that of cypresses, which indicates that the Achaemenids followed and preserved the traditions of Elamites with diligence. Research is needed to verify the theory that other famous cypresses had their origins in the Elamite sacred land of Sarvag. Several such trees still exist in Iran.
1. The ABARKUH Cypress near the city of YAZD, according to a Russian scientist, must be over 4000 years old, which places it the time of the Elamite Kingdom.
2. The HARZEHVIL Cypress near MANJIL, northeast of Tehran is a tree that the famous Iranian theologian, poet and traveler, Naser Khosrow Qobadiani describes in his travelogue over 900 years ago. The cypress still stands the way he described it.
There is yet another cypress, the KASHMAR, in northeast Iran, according to geographer Mas'ud Keyhan, “Was cut down by an order from al-Mutawakkil. The Abbasid Caliph found it auspicious to build a palace in Baghdad using the woods of the [Kashmar] cypress.”
A study of these trees may reveal a link between them and the Sarvag Gorge.
Images
Inset images from an upcoming book of photographs of Nasrollah Kasraian with research from Ziba Arshi. With permission from Mr. Kasrain and Ms. Arshi as well as Nazar, the publisher of the book.
1/ Relief on the sacred Elamite site of Kul-Farah. Near the city of Izeh, Khuzestan Province.
2/ Relief of a king and an Elamite goddess. Eshkoft-Salman, Izeh.
3/ Relief of a king and his attendants in a sacrificial ceremony. Kul-Farrah, Izeh.
Other images from Kouh Magazine with courtesy.
Top
غار اشکفت سلمان و تنگ سروگ
مصطفی سلاحی
مقاله زیر از مجله کوه برگرفته شده. این نشریه توسط دوستداران طبیعت و کوهستان تهیه میشود
و حاوی تجربههای طبیعتگردی، از کوه گرفته تا کویر تا غار است. واژهنامه مجله کوه
که در چندین شماره جمعآوری شده بود از ابزار مفید برای مترجمان و خوانندگان
مقالات کوهنوردی است. علاقمندان میتوانند برای اطلاعات بیشتر ، با خرید مجله از
دکههای روزنامهفروشی، با دفتر مجله تماس بگیرند. مقاله زیر در مورد غار «اشکفت
سلمان» و تنگه «سَرْوَگ» در استان خوزستان است.
آثار فرهنگ و تمدن پیشرفته *قوم عیلامی* و نیز
زندگی اجتماعی آنان که با *قوم آریایی* به هم گره خورده است را نمیتوان در جایی
از این پهنه وسیع یافت و در این میان کمتر جایی را میتوان یافت که مجموعه آثاری
این چنین از این قوم یک جا وجود داشته باشد. *غار اشکفت* سلمان و *تنگ سروگ* از
معدود جاهایی است که این چنین وسیع آثاری از این قوم را دربردارد. ابتدا بهتر است
نگاهی کوتاه به تاریخ و گذشته هر دو قوم داشته باشیم و سپس بپردازیم به معرفی این
دو مکان.
محققین و باستان شناسان بر این باورند که مرکز
اولیه و زیستگاه و مهد نژاد آریایی از منطقهای بین *جبال پامیر* تا *رود ولگا* در
شمال دریای خزر است، که به علت تغییرات آب و هوا -- چنان که در کتاب اوستا آمده
است -- مجبور به ترک منطقه شدهاند. «ایرانیان نخست در این سرزمین که هوایی معتدل
داشته میزیستند و پس از چندی که اهورامزدا برایشان خشم گرفت هوای آنجا را
ناسازگار کرد و زندگی در آنجا دشوار شد و مردم از آنجا رخت بربستند.» حال علت
نامساعد شدن هوا در این عرض جغرافیایی و به مدتی طولانی چه بوده است هنوز روشن
نیست. نامساعد شدن هوا و از بین رفتن امکانات اولیه برای زندگی در منطقه عاملی بوده
است تا ساکنین به طور دسته جمعی زادگاه خود را ترک کرده و به سوی جنوب کوچ نمایند.
باستانشناسان شروع این جابهجایی را سه تا چهار هزار سال قبل از میلاد مسیح تخمین
زده و به دلیل وجود شواهد و قراین مدت آن را تا استقرار نهایی چند قرن دانستهاند.
قبایلی چند از این گروه بزرگ روانه ایران
امروزی میشوند و هر یک در بخش وسیعی از این کشور گسترده میگردند. *هخامنشیان* در
منطقه فارس تا خلیج فارس، *مادها* در ایران مرکزی و غربی و *پارتها* شرق ایران را
برای زیست برمیگزینند و البته گروههای دیگری هم روانه هند میگردند. آیا عیلامیها
که پشت به کوههای زاگرس و رو به خلیج فارس داشتند و جلگه خوزستان در اختیار آنها
بوده و نواحی نفوذ آنها تا کرمان و شهداد و کاشان گسترش داشته و چند هزار سال با
اقوام هخامنشی و ماد و مردمان مرکز و شرق ایران زندگی مسالمت آمیزی داشتند (زیرا
هیچ جنگ خانمان براندازی بین آنها در تاریخ گزارش نشده مگر جنگی که بین آنها و
کوروش درگرفت و به پایان دولت مستقل آنها انجامید) خود جزیی از اقوام آریایی ساکن
در پامیر نبودند که مهاجرت را قبل از همه اقوام آریایی به سوی ایران شروع نموده و
در خوزستان ساکن شدند و قبل از همه اقوام مهاجر به ایران در اثر پیشرفت در تولید
به مرحله تشکیل دولت و اختراع خط رسیدند و آیین و فرهنگ خود را در سراسر بخشهای
آریایینشین و ساکنان قبلی پراکندند؟ به نظر نگارنده فرض دیگر این است که عیلامیها
انسانهای اولیه ساکن در منطقه خوزستان بودند که به سبب مساعد بودن اوضاع طبیعی
زیستگاهشان از نظر تعداد افراد رشد کرده و عوامل طبیعی را برای رفع نیازهای زیستی
خود تغییر داده و با ساختن ابزارهای پیشرفته تولید را به سطح بالایی رسانده و موفق
به تشکیل دولت شدند (غار *نبده* در شمال شرق شوشتر که آثار فراوانی از زیست انسانهای
اولیه در آن یافت شده است). نظریه دیگری عیلامیها را از اقوام سامی دانسته است.
غار اشکفت سلمان
این غار نزدیک *شهر ایذه* قرار گرفته و غاری
است که بر اثر فرسایش ساخته شده است. این غار دارای دهانهای وسیع و سقفی بلند
است. خروج چشمه آبی از انتهای غار به بیرون اطراف آن را قابل سکونت ساخته و آثاری
از زیست انسان گذشته در اطراف آن نمایان است. اشکفت سلمان تنها غار ایران است که
درون آن نقشهای برجسته سنگی و خط میخی عیلامی، که بخشی از تاریخ و فرهنگ آن دوره
را به ما نشان میدهد، وجود دارد.
غار دارای چهار نقش برجسته همراه با نوشتههایی
به خط میخی است که به همت دستاندرکاران، تابلوهایی درباره آنها به زبان فارسی
درون غار نصب شده است. اکنون این غار به محلی برای بازدید عموم تبدیل شده است.
مقابل دهانه غار و به فاصله حدود هفت کیلومتر از آن مکانی به نام *کول فره* قرار
دارد که شامل تعدادی کاخ با ستونهای سنگی است و بیشترین نقش برجستههای عیلامی را
میتوان در آنجا مورد بازدید قرار داد.
تنگ سروگ
این تنگه به سبب وجود انبوهی از درختهای بلند
و تنومند سرو، تنگه سروگ یا جایگاه درختان سرو نام گرفته است (پسوند گاف معنی جایگاه
را دارد) و به سبب ویژگیهای چندی که دارد مکانی منحصربهفرد در بین تنگهای ایران
است.
[::] وجود دیوارهای سنگی با شیب عمودی
و منفی منطقهای همانند *بیستون* کرمانشاه با بلندی کمتری به وجودی آورده که مناسب
ترین محل برای سنگنوردی به ویژه برای کوهنوردان خوزستان است.
[::] تعدادی گوردخمه درون تنگه وجود دارد که بازدید از برخی از آنها نسبتاً
ساده و بقیه نیاز به وسایل فنی دارد. بین راه *تنگه ماقر* و سروگ و روی صخرههای
سمت چپ جاده ، دهانهای دیده میشود که دسترسی به آن با وسایل فنی هم کمی مشکل به
نظر میرسد.
[::] تنگه سروگ از مکانهای مورد احترام برای انجام مراسم آیینی در بین
عیلامیها بوده است. در بخش بالای آن آثار ساختمانی خرابه و اطراف آن آثار
احتمالاً گورهایی به چشم میخورد، در بخش پایین تنگه و در کنار راهی که ورودی تنگه
است، و تا چشمه بزرگ تنگه ادامه مییابد، چهار نقش برجسته سنگی بزرگ قرار دارد که
روی دو تا از آنها خط نوشته سنگی کنده شده است. اما آنچه به تنگه سروگ ویژگی
ارزشمندی میدهد احتمال انتقال نهال سرو از آنجا به نقاط مختلف ایران به مناسبتهای
گوناگون بوده است.
درخت سرو مورد توجه و اهمیت هر دو قوم هخامنش
و به ویژه مورد تقدس عیلامیها بوده است. نقش برجسته درخت سرو در تخت جمشید که
هخامنشیان آن را بن نهادند و در موارد دیگر دلیلی است بر دنبالهروی آنان از مسائل
آیینی و فرهنگی و اجتماعی عیلامیها. بر روی دیوار، پلههای تخت جمشید بیش از هر
نقش دیگری نماد سرو تکرار شده که دلیلی بر اهمیت در آن دوره بوده است. به نظر
نگارنده منشأ سروهای دیگر نقاط ایران باید همان تنگ سروگ باشد که خود مکانی متبرک
و مورد احترام برای عیلامیها بوده است. احتمالاً پراکندگی این سروها در سایر نقاط
ایران بسیار بوده که گذشت ایام آنها را از بین برده و اکنون دو اصله از آنها باقی
مانده است.
سرو ابَرکوه
این سرو داخل شهر ابرکوه قد برافراشته و طبق
محاسبات دانشمندی روسی حدود چهار هزار سال عمر دارد که باید همزمان با دولتمداری
عیلامیها باشد. سرو «هرزه ویل» در شمال منجیل -- که ناصرخسرو حکیم و شاعر و
جهانگرد ایرانی نهصد سال پیش آن را با همین شکل امروزی که دارد در سفرنامه خود
توصیف کرده است -- و دیگر سرو «کاشمر» بوده که بنا به گفته جغرافیدان معاصر
{مسعود کیهان} در جغرافیای مفصل ایران و به نقل از کتاب نزهت القلوب
مینویسد: «متوکل خلیفه عباسی به علت پاکزیستی آن درخت، دستور قطع و حمل آن به
بغداد را داده و میخواسته کاخی بسازد که چوبهای این سرو در آن به کار رفته
باشد.» مطالعه روی سروهای فوق و مقایسه آنها با سروهای موجود در تنگ سروگ این فرض
را روشن خواهد کرد.
مسیر تنگ سروگ: بهبهان به سوی لیکک، بعد از آن
روستای کوچک ماقر (کنار جاده) و پس از طی چند کیلومتر دیگر دهانه تنگه سروگ در سمت
راست جاده نمایان میشود.
تصاویر
تصاویر دل متن از کتاب در شرف انتشار عکسهای
نصرالله کسرائیان و تحقیق از زیبا عرشی است. با تشکر از آقای کسرائیان و خانم
عرشی، و نشر نظر که کتاب را در آیندهای نزدیک به بازار خواهد داد.
۱/ نقش
برجستههای زيارتگاه عيلامی ِ «کولفره» مربوط به تمدن ايلامی (۲۲۲۵ تا ۷۴۵ پم)
نزديک ايذه، استان خوزستان.
۲/ نقش برجسته يک پادشاه با ايزدبانوی ايلامی. اِشکَفت سلمان، ايذه.
۳/ نقش برجسته شاه و ملازمان و کاهنان در برگزاری آيين نيايش و قربانی. کول فره،
ايذه.
بالای صفحه