Outdoors articles of TehranAvenue are furnished by the mountaineering quarterly Kouh.
* * *
The lush and beautiful valley of POSHTPAR is located near the city of Borazjan (aka Dashtestan), in the BUSHEHR Province, southwest of Iran. The heights of SARMASHAD, from northwest to northeast and the heights of Poshtpar to the north, surround and irrigate the valley. There are many remains dating back to the Sassanid Era (226 - 651 AD) in this region, some of which I shall name and explain in this article. The village of Poshtpar is between the two cities of Sarmashad and Tang-e Eram. The fertility of the land and the availability of water have turned this mountainous village into an idyllic place to visit. QASHQAI Nomads have also moves into this region over the past 20 years and built settlements. It seems that this forgotten land is seeing human life again after more than 1400 years since the demise of the Sassanid.
The Poshtpar region is in fact a narrow valley surrounded by majestic mountains. It is cold in the winter and mild in the summer. In winter and spring the valley is covered in flowers and herbs, ideal for pastoral nomads. In the middle of the valley the stone monument of Gur-Dokhtar makes a show. It is a monument much like the tomb of {Cyrus} (d. 530 BC) in Pasargadae and belongs to the same historical period. According to the book Eqlim-e Pars ("The Region of Pars"), the monument was discovered in 1960 by a Belgian archeologist called {Louis Vanderberg}.
Much like Cyrus' resting place, the monument is made of large slabs of stone and bears etchings of the Achaemenid period. The details of these etchings differ from the Tomb and so do its dimension. Its height is 4-5 m and the chamber inside is 1.5 x 2.20 x 2 meters. The Tomb of Cyrus was built on a six-stair pedestal whereas Gur-Dokhtar has only three. Vanderberg believes that Gur-Dokhtar is in fact the tomb of {Chish-Pesh}. It's not clear whether Chish-Pesh was an ancestor of Cyrus, his daughter or his sister. Should Vanderberg's hypothesis be correct, we could assume that the Tomb of Cyrus was modeled after Gur-Dokhtar. The walls of the rectangular chamber are also made of large slabs connected with metal pins. This chamber finds itself on the third pedestal and it opens northward. To enter the chamber one has to go through an opening 76 m wide by 90 m tall. There is an elliptic recess on the ground opposite the entrance, for which no one has been able to offer an explanation. The ceiling of the chamber is made of two stone slabs, above which is another, this time hallow and conical, slab. Two triangular slabs covered each side of the roof, one of which has fallen to the ground. The northern side of the tomb is made of three slabs of varying dimensions. The bottom slab bears etchings and on top of the middle slab a hole had been cut.
To the east of Gur-Dokhtar, the remains of a palace of Ardashir, the Sassanid king, can be traced. Here, one can also detect the remains of a fire temple. Both of these monuments are in the plain of Boz-par, at the foot of the mountain to the west of an area called Takht-e Ab-e Shirin, and not far from Gur-Dokhtar and the hills of Shoghali and Khandaqi. The natives call the fire temple "Kushk" (or palace). It is a monument made of stones and lime and in the shape of Sassanid temples. The Kushk is in a state of attrition. Some parts have already been destroyed. Despite the pitiable condition that the Kushk finds itself in, one can see the glory of the past in this monument, especially when standing on its eastern veranda. The apex of the ceiling has collapsed, but the height of the monument currently stands at 6 meters. A narrow passageway (2.20 x 12 m) on the second floor of this fire temple remains. For some reason, this north-south corridor has remained intact over the years. Apparently, a small chamber beneath this corridor connected the eastern part of the monument to the western. The length and width of this structure is 40 meters by 50. Also, in this area one can find the remains of many foundations, platforms, and barricades. Near the structure, there are two mounds by the names of Tol-Khandaqi and Tol-Shoghali. Excavation of these two mounds may reveal a great deal about the history of the fire temple. There is a circular water reservoir in front of this structure.
There is yet another fire temple at the foot of the western peak of the plain of Boz-par, 1500 meters east of Gur-Dokhtar. But little remains of this structures. It is known among the natives as "The Prison." Another archeological find in this region is called Tang-e Khazaneh. A grotto that people of the area believe housed the royal treasure. The opening of this grotto is 75 cm in radius and it was covered with molten lead. Today only the outlines of it remain. To the west of Gur-Dokhtar, we can find the remains of a building known as Takhtgah-e Zahhak ("Zahhak Dais").
There are two ways to reach this beautiful and historic valley. The first one starts from the city of Borazjan and travels 24 km to the city of Dalaki. From Dalaki, visitors must take the Tang-e Eram road, after which they must go towards Dehrud. From Dehrud a dirt road will take visitors east towards Boz-par. The villages of Aqa Mirahmad and Kaftar are along the way. A difficult pass (called "Takhteh") awaits the visitors once Kaftar is cleared. The entire trip is 115 km. The second route starts in Kazerun to Gordeh Jareh and from there to the village of Gareh, after which the dirt road is mountainous but not difficult.
Top
گذرى بر دشت پُشت پَر
خدارحيم باقرپور
اردیبهشت ۱۳۸۶
مقالات بخش خارج از شهر ِ تهراناونیو از فصلنامه کوه گرفته میشود.
* * *
*دشت پُشت پَر*، دشت زيبا و سرسبزى است كه در *دشستان* قرار دارد و بلندىهاى طويل )آبريز ارتفاعات *سرمشهد*( از سمت شمال غربى به شمال شرقى و كوههاى پُشت پَر از شمال به جنوب همچون حصارى آن را احاطه كرده است. در اين ولايت آثار متعددى از دوران ساسانيان ديده مىشود كه در اين مقاله به معرّفى چند مورد از آنها مىپردازيم. در روستاى پُشت پَر در ۱۸ كيلومترى سرمشهد در منطقهاى كوهستانى و خوش آب و هوا و در۲۴ كيلومترى *تنگ ارم* واقع شده است. خاك حاصلخيز و فراوانى آب، اين روستاى كوهستانى را به نحوى چشمگير خوشمنظر و دلنشين كرده و آن چنان كه عيان مىباشد عشاير وابسته به ايل قشقايى طى ۲۰ سال اخير در آن محل اسكان يافته و خانهسازى را آغاز نمودهاند گويا پس از سقوط سلسله ساسانى اين ديار هم فراموش شده بود و اكنون در حال احيا شدن است.
منطقه *بُزپَر* (پُشت پَر) از توابع شهرستان دشتستان، منطقهاى كوهستانى است و مرتفعترين نقطه شهرستان دشتستان به حساب مىآيد و ۱۲۵۰ متر از سطح دريا ارتفاع دارد. پُشت پَر در واقع دشت نسبتاً باريك و سرسبزى است كه از چهارسو محصور در كوههاى مرتفع است و زمستانی سرد و در تابستانی معتدل دارد. زمستان و بهاری پوشيده از علف و گل دارد و از دیرباز تا به امروز مراتع طبيعى آن مورد استفاده عشاير و دامدارانى بوده است كه زمستان و بهار را در آن دشت به سر مىبردهاند. در ميانه دشت بناى تمام سنگى *گوردختر* خودنمایی میکند. گوردختر بنايى است شبيه آرامگاه *كوروش* در *پاسارگاد* و تنها از نظر ابعاد با آن تفاوت دارد. بازمانده دوره هخامنشيان است و بنا به نوشته {محمدتقى مصطفوى} مؤلف كتاب اقليم پارس به وسيله {لويى واندنبرگ} باستانشناس بلژيكى در سال ۱۳۳۹ هجرى قمرى كشف شده است.
آرامگاه گوردختر شباهت فراوان به آرامگاه كوروش در پاسارگاد دارد بدين شکل كه مانند آرامگاه كوروش از تخته سنگهاى بزرگ ساخته شده است و حجارىهایی به سیاق هخامنشيان دارد و تنها از حیث ابعاد و جزييات متفاوت است. چنان كه ارتفاع آرامگاه گوردختر مجموعاً بيش از ۴-۵ متر نيست و اندازه داخل اتاق آرامگاه ۱.۵ × ۲.۲۰ × ۲ متر است. آرامگاه كوروش بر فراز پايه شش پلهاى ست در صورتى گوردختر را بر بالاى پايه سهپلهاى استوار نمودهاند. پرفسور لويى واندنبرگ عقيده دارد كه گوردختر در واقع مقبره *چيشپش* يكى از اجداد كوروش مؤسس سلسله هخامنشيان است یا به قولى دختر كوروش بزرگ يا به روايتى خواهر او بوده است چنانچه قول واندنبرگ را قرين به صحّت بدانيم بايد نتيجه گرفت كه آرامگاه كوروش در پاسارگاد تقليدى از بناى گوردختر است. ديوارها و سقف گوردختر نيز همه از تخته سنگهاى بزرگ خوشتراش و از جنس سنگهاى دگرگونى است كه در بعضى موارد با بستهاى آهنى به هم متصل گرديده است. قسمت اصلى آرامگاه به صورت يك اتاق مستيطيل شكل بر بالاى سومين طبقه سكو قرار گرفته است و مدخل آن درى تنگ است رو به شمال. براى وارد شدن به داخل آرامگاه مىبايست از در بنا كه ابعاد آن۹۰×۷۶ سانتىمتر است به طور خميده گذشت و به داخل رفت در انتهاى اتاق و در كف آن يك گودى بيضى شكل در سنگ كف كنده شده كه دلیل آن بر ما آشکار نیست. سقف آرامگاه به وسيله دو تخته سنگ بزرگ پوشيده و بر بالاى آن سنگ ديگرى به شكل نيمه استوانه و از درون خالى، قرار دارد. در دو سر آرامگاه و در قسمت فوقانى دو تخته سنگ بزرگ به شكل مثلث قرار داشته كه تخته سنگ قسمت انتهايى به زمين افتاده که شايد اثر تخریب سالیان و دست بشر است. ضلع شمالى آرامگاه از سه تخته سنگ با ابعاد متفاوت تشكيل شده كه وسط سنگ تحتانى مدخل تنگ آرامگاه حجارى و در قسمت بالايى سنگ ميانى نيز سوراخى با همان ابعاد تراشيده شده است.
در مشرق گوردختر بقاياى كوشك *اردشير ساسانى* خودنمايى مىكند گرچه که كه بر اثر استفاده چوپانان و چادرنشينان سخت آسيب ديده است. بقاياى آتشكده ديگرى وجود دارد كه هر دو در جلگه بُز پَر در دامنه كوه غربى اين جلگه معروف به *تخته آب شيرين* قرار گرفته که تا مقبره گور دختر و تپههاى شغالى و خندقى فاصله چندانى ندارند. اهالى محل، آتشكده بزرگتر را *كوشك* مىنامند. كوشك يا آتشكده بُزپَر بنايى است از گچ و سنگ كه تقريباً در فاصله يك كيلومترى جنوب گوردختر به شيوه آتشكدههاى ساسانى بنا شده و مشتمل بر اتاقها و رواقهاى بزرگ و كوچكى است كه اغلب آنها به مرور زمان ويران و پارهاى نيز در شرف انهدام است. با اين همه، عظمت ديرين اين بنا را مىتوان از ايوان شرقی آن مجسم نمود. درگاهی که ارتفاع بلندترين قسمت طاق در حال حاضر نزديك به شش متر است با توجه به این كه قسمتهايى از قلّه اين طاق فروريخته است. دهليز باريكى به عرض و طول تقريبى ۲.۲۰ × ۱۲متر در طبقه دوم اين آتشكده در جهت شمال/جنوبى باقىمانده كه كمتر از ساير قسمتهاى بنا دستخوش ويرانى گرديده و ظاهراً اتاق كوچك زير اين دهليز در طبقه اول واسطه ارتباط قسمتهاى شرقى و غربى بنا بوده است. كوشك بُزپَر بنايى دو طبقه بوده، زيرا آثار طبقه دوم بر بالاى طبقه اول به خوبى مشهود و قسمتى از طبقه دوم آن امروزه به صورت ستونى مخروبه برجاى خود باقى است. طول و عرض اين بنا بالغ بر۴۰ × ۵۰ متر است. همچنان در اطراف اين محدوده آثار پىها و صفّهها و شالودهها و حصارهاى متعددى به چشم مىخورد. در نزديكى اين بنا دو تپه به نامهاى تُل خندقى و تُل شغالى وجود دارد كه امروزه آثاری از زندگى انسان در گذشته، در آنها به چشم مىخورد. شايد حفارىهاى تُل خندقى و تُل شغالى كمك زيادى به روشن شدن آتشكده بزرگ بُزپَر بنمايد. در مقابل اين بنا در جهت شمال استخر مدوّرى قرار دارد كه آب را از راه دور به داخل بنا هدايت مىکرده است.
آتشكده ديگر كه آن نيز در دامنه كوه غربى جلگه بُزپَر و به فاصله ۱۵۰۰ مترى سمت باخترى گوردختر قرار گرفته بسيار مخروبه و در حال حاضر چیزی جز ويرانهاى چند بر يك توده عظيم سنگ و كلوخ نیست و در ميان مردم محل به *زندان* معروف است. از ديگر آثار با اهميت پُشت پَر *تنگ خزانه* است، محلى كه ساكنين منطقه مىگويند گنجينه شاهان بوده، اين دخمه در شكلى دايرهوار به شعاع ۷۵ سانتى متر به وسيله سرب مذاب مسدود بوده كه امروزه تنها شكلى نمادين از آن باقى است. در طرف مغرب گوردختر بقاياى ساختمانى ديده مىشود كه محلىها به آن *تختگاه ضحاك* مىگويند، براى بازديد از اين منطقه باصفا و ديدنى از دو راه مىتوان استفاده کرد. راه اول كه نسبتاً كوتاه است از *برازجان* آغاز شده و پس از عبور از شهر *دالكى* و انتخاب راه *نمازگاه* و گذر از روستاى *رودفارياب* به *تنگ ارم* رسيد. پس از آن در جاده تنگ ارم به *دهرود* ادامه مسير داده و درحدود سه كيلومترى جنوب تنگ ارم به جاده فرعى كه در سمت چپ جاده اصلى به جانب مشرق كشيده شده، وارد مىشويم، از اينجا تا محل بُزپَر جاده ناهموار و گذشتن از آن با مشكلات بسيار همراه است. در اين فاصله از نزديكى چندآبادى كوچك منجمله *آقاميراحمد* و *كفتار* بايد گذشت و در حد فاصل كفتار و بُزپَر، گردنهاى صعبالعبور و طولانى كه اصطلاحاً به آن *تخته* گفته مىشود، وجود دارد. طول راه برازجان تا بُزپر مجموعاً ۱۱۵ كيلومتر است.
راه دوم كه مىتوان از طريق آن به بُزپَر رسيد از طريق *كازرون* و *گرده جره* صورت مىگيرد. براى رفتن به بُزپَر از اين طريق ابتدا بايد به كازرون رفت سپس از كازرون به روستاى *گره* و از روستاى گره تا محل بُزپَر راهی خاكى و كوهستانى است که طول آن از برازجان تا محل بُزپَر حدود ۲۳۶ كيلومتر است.
منابع
- دشتستان در گذر از تاريخ اثر {محمد جواد فخرايى}
- جايگاه دشتستان در سرزمين ايران اثر {سروش اتابك زاده}
- روابط عمومى هيات كوهنوردى استان بوشهر
بالای صفحه